دوشنبه ۱۵ ژوئن ۲۰۰۹

انتخابات کردن از میان انتخابات شده ها

در نوشته قبلی تذکر داده بودم که حاکمیت سرمایه‌داری ایران جهت ایجاد رعب و وحشت و نهادینه‌سازی آن، و هم‌چنین ایجاد سرخوردگی، پس از گذشت مدت کوتاهی از نیروهای ویژه (مانند رزمایش ۲۳ آبان) استفاده خواهد کرد، که برای سرکوب تظاهرات ۳۰ خرداد در تهران استفاده کردند و از این‌جا به بعد، در صورتی که اعتراضات در بستر مبارزات طبقاتی قرار نگیرد، فراگیر نخواهد شد و درنتیجه حکومت تلاش خواهد کرد که آشوب را هدایت کرده و با فرسایشی شدن این اعتراضات کور، آن‌ها را به‌طور کامل کنترل کرده و در نهایت شرایط را عادی کند.

اشخاصی هم‌چون هاشمی رفسنجانی، موسوی و کروبی (که خود جناحی از حکومت در ایران را نمایندگی می‌کنند، و امروز به عنوان معترض به وضع موجود شناخته می‌شوند!) در صورت مطرح شدن خواست‌های طبقاتی و رادیکال‌تر شدن اعتراضات، از هیچ‌گونه تلاشی برای آرام کردن مردم معترض کوتاهی نخواهند کرد.

به زودی متن آموزشی از تجربه جنبش ۱۹۶۸ جهت عدم تکرار اشتباهات و هم‌چنین توضیح خیانت
هایی که به آن شد، خواهم نوشت. اما پیش از آن، با دیدن این تصاویر، لازم است چند موضوع را باز هم یادآوری کنم.

تصاویر ایرانیان خارج از کشور:


آنان را که قهر خود با انتخابات ایران را شکستند، مخاطب قرار می‌دهم. مردم در تهران مدت بسیار طولانی نسبت به انتخابات بی‌تفاوت بودند، بسیاری سعی کردند تا با عنوان‌هایی مانند برچیدن گشت ارشاد و آزادی‌های فردی تا نجات میهن پدری زمینه شرکت در انتخابات را ایجاد کنند. افرادی که تا چندی پیش با عنوان‌هایی مانند "انتخابات غیر دموکراتیک" به پیشواز اعلام نتیجه انتخابات رفته بودند، حال شعار "رییس جمهور غیر دموکراتیک" سر داده‌اند، در حالی که این شعار جدید به معنای آن است که از نظر شما، تمام رییس‌جمهورهای پیشین ایران دموکراتیک انتخاب شده بودند! در حالی که انتخابات ایران از زمانی که به آری و خیر – بی آن‌که معنای خیر مشخص باشد، بی آن‌که مورد دومی برای آری گفتن باشد و حتا بی آن‌که معنای جمهوری اسلامی مشخص باشد – رای داده شد، تا به امروز حتا بر اساس تعریف‌های بورژوایی انتخابات نیز هرگز دموکراتیک نبوده است!

تصاویر ایرانیان داخل کشور:


مشخص است که شورای نگهبان چهار نفر از افرادی که آزمون خود را به نظام حاکم پس داده‌اند، به عنوان کاندیدا انتخاب کردند. دیگر تفاوتی نمی‌کند، که نتیجه نیز از قبل انتخاب شده باشد یا خیر. علاوه بر این‌که شاهد هستیم اعلام می‌شود که نتیجه این انتخابات به طور استثنایی غیر دموکراتیک بوده است! گفته می‌شود که باید از هاشمی، موسوی و کروبی، که خود جناحی از حکومت در ایران را نمایندگی می‌کنند، در برابر حکومت ایران دفاع کرد! علاوه بر هواداری از موسوی، بسیاری از افرادی که سن کمی دارند و نمی‌توانند چیز زیادی از سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ که هاشمی رفسنجانی رییس جمهور ایران بود به یاد داشته باشند، به دفاع از دوران وی می‌پردازند! این تبلیغ باعث شده است از دوران هاشمی رفسنجانی که با سیاست‌های تعدیل ساختاری و خصوصی‌سازی و... زندگی صدها هزار انسان را به فقر و نابودی کشاند و باعث ایجاد فاصله میان کارگران و دانشجویان و جوانان معترض شد، به عنوان یکی از بهترین دوران‌های جمهوری اسلامی یاد بشود. چیزی که از این تبلیغ باقی ماند، فراموش کردن سابقه آقای هاشمی رفسنجانی و موسوی، و در نهایت اعاده حيثيت كردن از سی سال گذشته بود.

به سابقه خاتمی نگاه کنید: با تایید بهشتی، در سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ امامت مرکز اسلامی هامبورگ را بر عهده داشته و در سال ۱۳۶۰ به فرمان خمینی به سرپرستی موسسه مطبوعاتی کیهان منصوب گردید. سال بعد از آن در کابینه میر حسین موسوی، به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی انتخاب شد و همین سمت را در کابینه هاشمی رفسنجانی نیز به عهده داشت. او از آغاز دهه ۷۰ مشاور رییس جمهور و رییس کتابخانه ملی ایران بود و در سال ۱۳۷۵ به فرمان علی خامنه‌ای، به عضویت شورای عالی انقلاب فرهنگی درآمد. او در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶، حدود ۲۰ میلیون رای آورد! دری نجف‌آبادی را (که هم‌اکنون دادستان کل کشور، دبير كل گزينش كشور و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام است) را در دولت اول به عنوان وزیر اطلاعات معرفی کرد.

با توجه به اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، ترور میکونوس، بمب‌گذاری آمیا (انفجار مرکز همیاری یهودیان)، ترورهای خارج از کشور (قتل شاپور بختیار، فریدون فرخزاد و...) و قتل‌های داخل ایران (علی‌اکبر سعیدی سیرجانی، سیامک سنجری، ابراهیم زال‌زاده، و...) بعضی از کشورها با توجه به فشار افکار عمومی داخل کشورها، از جمهوری‌اسلامی
فاصله گرفتند. توجه داشته باشید که معرفی خاتمی، تبلیغ و اعلام نتیجه و آن‌چه که از دوران وی باقی ماند، بر اساس منافع مشترک تمامی بورژوازی ایران بود. زمانی خاتمی به ریاست جمهوری ایران رسید که ایران متهم به دست داشتن در حمله به پایگاه آمریکا در الخبر عربستان و کنیسه یهودیان در آرژانتین شده بود و بر اثر بحران ناشی از محکوم شدن مقامات بلند پایه جمهوری اسلامی در دادگاه‌های آلمان به اتهام کشتن چند تن از رهبران حزب دموکرات کردستان ایران در رستوران میکونوس آلمان، روابط ایران و اتحادیه اروپا در اوج تیرگی قرار داشت و همه سفرای اروپایی ایران را ترک کرده بودند! خارج کردن ایران از آن وضعیت بحرانی، تنها با روی کار آمدن آقای خاتمی و سیاست تنش‌زدایی وی امکان پذیر بود.


زیرنویس :

در این‌که با جا به جا شدن افراد، نه نظام اجتماعی–اقتصادی و نه ساختار سیاسی برآمده از آن، تغییری نمی‌کند، شکی نیست. علاوه بر آن، لازم است دوستان توجه داشته باشند که سیاست‌های کلان نظام در حد اختیارات رییس جمهور نیست. و حتا مجلس شورای اسلامی (که خانه ملت نام گرفته است) نمی‌تواند در مخالفت از آن (تصویب شده در مجمع تشخیص مصلحت نظام) قانون جاری تصویب نماید. برابر قانون اساسی فعلی، رییس جمهور فقط مجری سیاست‌های ابلاغی مجمع تشخیص مصلحت نظام (پس از تصویب رهبری) و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی (پس از تایید شوای نگهبان یا مجمع تشخیص مصلحت نظام) می‌باشد. از خود اختیارات خاصی در قبال وعده‌های داده شده ندارد.

0 نظرات: