یکشنبه ۱۴ ژوئن ۲۰۰۹

علیه چه شورش می کنید ؟


« خانه از پای بست ویران است، خواجه در فکر نقش ایوان است! »

پس از این تقلب وسیع، کریم سجاپور (کارشناس) گفت «هیچ‌کس نمی‌توانست امکان تقلب تا این حد‌ را پیش‌بینی کند. این یک انتصاب بود، و نه یک انتخاب.» و تریتا پارسی (سرپرست انجمن ایران و آمریکا) گفت «پس از اعلام نتایج، تمام مبارزه انتخاباتی شبیه یک نمایش به نظر می‌رسد. اگر احمدی‌نژاد در دور اول، با ۵۵ یا ۵۱ درصد آرا انتخابات را برده بود، می‌شد، به گونه‌ای آنرا توجیه کرد، اما نتایج رسمی اعلام شده، بسیار عجیب به نظر می‌رسد.»

کروبی تنها نامزد این انتخابات بود که دارای یک روزنامه و یک حزب سیاسی بود. در ستادهای او بیش از هفتصد هزار نفر در سراسر ایران کار می‌کردند. نمی‌توان گفت که فهم کارشناسانی و خبرنگاران از اطلاعات کشور و وزارت کشور بیشتر است یا این که آنان این‌قدر ابله هستند؟! توجه داشته باشید که آن شب هنوز شمارش آرا تمام نشده بود که ایرنا، با اطمینان قاطع احمدی‌نژاد را پیروز انتخابات اعلام کرد. به هزار رای کروبی در رودهن و تبدیل آن به صفر توجه کنید! شفاف ترین پیام در این است که در آخرین گزارش رسیده از ستاد انتخابات کشور، با وجود شمارش ۵ میلیون رای جدید، آرای محسن رضایی (به عوض افزایش) تقلیل یافت!! می‌بینید که آمارها به طرز عجیبی ساختگی به نظر می‌رسند. گروهی که می‌خواهد تقلب به این وسیعی کند، از قبل هماهنگی‌های لازم رو انجام می‌دهد. اعتقاد من این است که این ماجراها عمدی است و تدارکات از پیش دیده شده است و هدف آن انگیختن مردم به آشوب هدایت شده، و در نهایت ایجاد سرخورگی است.

اگر به یاد داشته باشید، در روز ۲۳ آبان در تهران شاهد رزمایش نیروهای انتظامی بودیم که یکی از دلایلی آن، « خطر بروز تحولات اجتماعی » بود. اما امروز شاهد آن نیروها به آن شکل، جهت اعلام ثبات سیاسی و به تاخیر انداختن بروز بحران‌های اجتماعی، نیستیم. نیروهایی که امروز در خیابان‌های تهران پخش هستند، خشن هستند ولی قابل مقایسه با نیروهای آن رزمایش نیستند. برداشت من این است که حکومت تلاش دارد آشوب را هدایت کرده و با فرسایشی شدن این اعتراضات کور، آن‌ها را به طور کامل کنترل کند و در نهایت شرایط را عادی کند.

شنیدم که مهدی کروبی می گوید که «این تازه اول داستان است» و میرحسین موسوی حرفی با محتوای مشابه زده است که «تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد». همواره در ایران دیدیم که افراد بسیار بزرگ‌تر و صادق‌تر از این دو نفر، مجبور به سکوت شده‌اند. چطور است که این دو نفر چنین قد برافراشته‌اند؟ سووالی که این روزها بیشتر خبرنگاران و پژوهش‌گران از خود یا یک‌دیگر می‌پرسند این است که « چه لزومی به حضور موسوی یا کروبی بود؟ چرا چنین تقلب آشکاری شد؟ چه نیازی بود که ابقای آقای احمدی‌نژاد با این تفاوت‌ فاحش در نتایج انجام شود؟» بله، اگر آقای احمدی‌نژاد با ۵۴ درصد آرا پیروز می‌شد، این قدر شگفت‌آور نبود!

نیال فرگوسن (Niall Ferguson) محافظه‌کار و مورخ انگلیسی است (که پیشتر در آکسفورد تدریس می‌کرده و اینک استاد تاریخ در هاروارد است) در کتابی که با عنوان «جنگ جهان» (The War of the World)، در سال ۲۰۰۶ منتشر کرده، علل ناآرامی‌ها در قرن بیستم را سه چیز دانسته: ۱. ستیزهای قومی، ۲. فروپاشی قدرت‌های بزرگ و خلائی که به این دلیل ایجاد شده است، ۳. بحران‌های اقتصادی. البته خطر عمده از بحران اقتصادی برمی‌خیزد. فرگوسن 9 کشور را نام می‌برد و آن‌ها را محور شورش می‌خواند. منظور او این است که ممکن است در آن‌ها براثر بحران اقتصادی شورش به پا شود. ایران هم در "محور شورش" است. مسئله‌ی اصلی که جهان با آن رو در رو است، احتمال شورش است. شورش در نقاطی از جهان، در نتیجه‌ی بحران جهانی اقتصاد. (البته نظر فرگوسن این است که تنها 9 کشور محور شورش هستند. در بسیاری از کشورهای جهان احتمال شورش وجود دارد؛ برای نمونه روسیه کاهش 6 تا 8 درصدی تولید ناخلص ملی خواهد داشت. آلمان 10 درصد انقباض اقتصادی داشته و ده‌ها کشور دیگر همه‌گی دچار بحران‌های بی‌سابقه هستند.)

ایجاد رعب و وحشت یکی از ابزارهای حکومت است. دو عامل دیگر از مشکل جامعه ایران، سردگمی و دیگری سرخوردگی است که که بسیار مهم است! در نتیجه تغییر خط سیر انقلاب 57 (که احزاب بنیادگرای اسلامی موفق به انحصار درآوردن بلوک قدرت شدند) اولین سرخوردگی ایجاد شد، چندین سال بعد از آن ماجرای اعدام‌های سال 67 آن سرخوردگی را تشدید کرد. به نظر می‌رسد که پس از آن، حکومت هر چند سال، جهت تحریک سرخوردگی برنامه جدیدی را اجرا می‌کند. برای مثال ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای سال 77 سرخوردگی دیگری را ایجاد کرد. شاهد تاکید بیش از حد بر روی خطر بروز درگیری‌های خیابانی و پیام‌هایی درباره ممنوعیت تجمع بودیم و هستیم. پس از تحریک‌های مسوولین، به نظر من، چیزی که از این تجربه آشوب خیابانی (که پس از مدتی، که امکان ادامه یافتن آن داده می‌شود، و در نهایت به شکل کامل آرام می‌شود) برای چهار سال آینده (که مشکل اقتصادی مردم بدتر خواهد شد) سرخوردگی دیگری است که ایجاد خواهد شد!

در خیابان که قدم می زدم از فردی که شعار می داد "مرگ بر دیکتاتور" پرسیدم که این دیکتاتور که می‌گویی، کیست؟ جواب داد احمدی. گفتم پس تنها دیکتاتور سیستم، شناسایی شد! او گفت که از مشکل اقتصادی و بدبختی خسته شدم. پرسیدم که چقدر وقت هست که دچار چنین وضع بدی هستی، گفت "چهار سال". گفتم پس تنها این چهار سال! نه 30 سال! بله، حال دیگر مردم از پیش می‌دانند که مقصر بدبختی‌های چهار سال آینده چه کسی خواهد بود! تنها یک نفر! در آشوب‌های خیابانی نیز دوست‌داران موسوی، دوست‌داران احمدی را دشمن می‌دانند، و برعکس نیز! پس در آینده، دشمن هم در دسترس است: یک دیگر!

بدیهی است که نه یک شخص به نام احمدی نژاد، بل‌که با یک نظام سیاسی طرف هستیم! با جا به جا شدن افراد هیچ‌گاه حتا نظام اجتماعی–اقتصادی تغییر نمی‌کند، چه رسد به ساختارهای سیاسی برآمده از آن! افرادی که در ظاهر می‌توانند منتقد یک‌دیگر باشند، منافعی متضاد با منافع مردمی که ادعای نمایندگی آنان را دارند، دنبال می‌کنند. ما در انتخابات (چه درگیری‌های یک جناح از بورژوازی بر ضد جناح دیگر باشد و چه تمام ماجراهای انتخابات یک تظاهر باشد) شرکت نمی‌کنیم.

به اعتقاد من اگر سیستم با موسوی مخالف بود، او را نمی‌آورد، یا دست‌کم می‌گفت که آرام باشد، نه آن‌که او در موقعیت پیش آماده، در تحریک مردم هم‌کاری کند. برنامه‌ی اقتصادی اصلاح طلبان در مواردی حتا نسبت به بعضی سیاست‌های احمدی‌نژاد، ماهییت دست راستی‌تری دارد. دفاع دانشجویان و جوانان معترض از اشخاصی هم‌چون هاشمی رفسنجانی، موسوی و کروبی (که خود جناحی از حکومت در ایران را نمایندگی می‌کنند و در صورت فراگیر شدن اعتراضات از هیچ‌گونه تلاشی برای آرام کردن مردم معترض کوتاهی نخواهند کرد) در نهایت تنها باعث فاصله گرفتن مردم عادی از معترضان می‌شود.

در پایان یک تذکر برای رفقا، نباید نبود یک حزب واقعی انقلابی (که جهت سرشار کردن جنبش کارگران با تئوری مارکسیستی و ایجاد آگاهی سوسیالیستی درون طبقه‌ی کارگر فعالیت کند) و هم‌چنین نبود یک نظرگاه سیاسی (برای تحلیل شرایط و ارایه راه برون‌رفت) را نادیده گرفت! باید عدم تحرک مردم را در بستر تاریخی آن نگاه کرد. هر موضع‌گیری خاص را باید با رجوع به گذشته و هم‌چنین شرایط مادی حال تفسیر کرد.

ع. همتي
June 14, 2009



زیرنویس :

– علاوه بر ایجاد سرخوردگی، سیستم در حال تقويت اپوزیسیون مصنوعی است که به عنوان مخالف شناخته شود تا در چهار سال آینده، انرژی و پتانسیل معترضین رو هدایت کند تا از کنترل خارج نشود.
– بعضی از دوستان، با متن ذکر شده موافق نیستند که سعی می‌کنم نظرشان را شرح دهم؛ این دوستان می‌گویند « از آن‌جا که نظام می‌توانست توسط میرحیسن برای مدت 8 سال استحکام یابد، بنابراین این یک "بازی غیرمتداول" است، که طراحی شده است. هر چند که تا حدودی شبیه 18 تیر است، ولی با آن تفاوت عمده دارد.» با توجه به رویداد غیرمتداول این دوستان انتظار نتایج غیرمتداول دارند. سه احتمال «1. برکناری احمدی نژاد در سال‌های آینده 2. ایجاد یک رفرم در حد حذف ولایت مطلقه فقیه 3. افزایش قدرت رفسنجانی و ایجاد شبهه دیکتاتوری در کنار ایجاد آزادی‌های کاذب» را می‌دهند.
– نظر سایرین این است که یا این آشوب‌ها بدون تدبیر و براساس تصادف رخ داده است، یا پشت این اعتراضات جدال قدرت میان بخشی از بورژوازی ایران که به غرب متمایل‌تر است از یک‌سو و بخش‌هایی که با سپاه هم‌سو تر هستند از سوی دیگر وجود دارد.

0 نظرات: