چهارشنبه ۲۰ اوت ۲۰۰۸

سمبل شکست مقاومت و ایجاد وحشت

درباره بمباران هیروشیما، ناکازاکی و گـرنـیـکـا
برای سمبل شدن آن‌ها درباره شکست مقاومت و ایجاد وحشت

چندی پیش شصت ودومین سال‌روز پرتاب بمب اتم بر هیروشیما و ناگازاکی بود. بیش از ۲۲۰ هزار نفر (که اکثر آن‌ها نیز غیرنظامیان بودند) در این بمباران‌ها جان خود را از دست دادند. در فاصله‌ی ۵ سال پس از بمباران نیز ۶۰ هزار نفر دیگر در اثر عوارض ناشی تشعشعات رادیواکتیو درگذشتند. علاوه‌براین، تشعشعات اتمی ناشی از بمباران اتمی، سلامت و زنده‌گی انبوهی از مردم را برای تمام عمر به خطر انداخت. تصویر بالا از موزه یادمان صلح در هیروشمیا می‌باشد.

از آن‌جایی که ایالات متحده در زمان کنفرانس یالتا به بمب اتمی دست نیافته بود، استالین در توافق محرمانه‌ای که در کنفرانس یالتا صورت گرفته بود قول داد که پس از بازگشت به مسکو، به ژاپن اعلان جنگ بدهد. طبق قانون اساسی آمریکا پس از مرگ روزولت، معاون او (ترومن) به مقام ریاست جمهوری آمریکا رسید و چهار ماه بعد از تصدی این مقام برای ملاقات با استالین به پتسدام رفت. کنفرانس پتسدام روز ۱۷ ژوئیه سال ۱۹۴۵ میلادی با حضور استالین، چرچیل و ترومن شروع به کار کرد. البته در روز ۲۵ ژوئیه چرچیل درنتیجه انتخابات پارلمانی انگلیس جای خود را به کلمنت آتلی داد. کنفرانس پتسدام بیشتر به بحث در اطراف توافق‌های یالتا و نحوه اجرای آن و آینده آلمان اختصاص داشت. کنفرانس پتسدام روز دوم اوت ۱۹۴۵ پایان یافت. چهار روز پس از آن، ایالات متحده بمب اتمی شکافتی-اورانیومی خود را بر هیروشیما پرتاب کرد. پس از آن دولت شوروی به امپراتوری ژاپن اعلان جنگ داد و نیروهای ارتش سرخ شوروی به مواضع ژاپن در منچوری یورش بردند. ورود شوروی به جبهه جنگ اقیانوس آرام باعث شد که دولت آمریکا مصمم شود هرچه سریع‌تر جنگ را به نفع خود و بدون مشارکت شوروی خاتمه دهد. در نتیجه کاخ سفید یک روز پس از حمله ارتش سرخ شوروی به ژاپن، دستور پرتاب بمب اتمی شکافتی-پلوتونیومی در ناگازاکی را صادر کرد. ژاپن حدود پنج روز پس از حمله دولت شوروی و پرتاب بمب اتمی آمریکا تسلیم شد و دولت شوروی در جنگ پنج روزه خود با ژاپن علاوه بر تصرف جزایر کوریل، امتیازاتی را که دولت تزاری در جنگ سال ۱۹۰۴ به ژاپنی‌ها داده بود، بازپس گرفت.

اما دلیل بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، علاوه بر نیاز ذرات خانه اتمی امریکا به تجربه عملی پرتاب بمب ساخته شده از اورانیوم و پلوتونیوم و هم‌چنین علاوه بر شکست ژاپن و پایان جنگ جهانی دوم پیش از تصرف ژاپن توسط شوروی دلیل بسیار مهم دیگری نیز داشت. چرچیل درباره ترومن چنین نوشت: «ترومن به‌هیچ‌وجه اهل میانه‌روی نیست، بل‌که بی‌محابا پایش را توی یک کفش می‌کند!» ترومن در زمانی که در جلسات پوتسدام حضور داشت، با خبر شد که دانشمندان در آمریکا نخستین بمب اتمی جهان را با موفقیت آزمایش کرده‌اند. در نتیجه ترومن به این نتیجه رسید که دیگر برای شکست ژاپن نیازی به کمک استالین ندارد. مولوتف در این‌باره چنین نوشته است: «ترومن تصمیم گرفت ما را در پوتسدام غافل‌گیر کند. ... در حالی که مرموز به نظر می‌رسید، استالین و مرا به گوشه‌ای کشید و به ما اطلاع داد که آن‌ها یک سلاح سری به کلی جدید، یک سلاح فوق‌العاده دارند. ... مشکل بتوان گفت که چه فکر می‌کرد، اما به نظرم رسید که می‌خواهد ما را به وحشت بیندازد. استالین با آرامش کامل واکنش نشان داد و ترومن گمان برد که او متوجه نشده است. از اصطلاح بمب اتمی سخنی به میان نیامده بود، اما ما بی‌درنگ حدس زدیم که منظور او چیست.»

ترومن با موضع برتر از پوتسدام بازگشت. بزرگ‌ترین هدف ایالات متحده از پرتاب دو بمب ساخته شده از اورانیوم و پلوتونیوم بر ژاپن، نشان دادن این که آمریکا تنها کشور جهان است که بمب اتمی دارد و از به کارگیری آن نیز هراسی ندارد، به اتحاد شوروی و سایر کشورها بود تا به صرف تهدید به استفاده از این بمب بتواند کمونیست‌ها را از گسترش کمونیسم در سرتاسر جهان باز دارد. آمریکایی‌ها اعتقاد داشتند که «با این موفقیت نظامی و علمی، اینک ایالات متحده مقتدرترین کشور روی زمین است.»

گرنیکا (شهری کوچک در سرزمین باسک در اسپانیا) در تاریخ ۲۶ آوریل سال ۱۹۳۷ (حدود هفتاد و یک سال پیش) توسط هواپیماهای آلمان نازی و در حمایت از فاشیست‌های اسپانیا به وحشیانه‌ترین شکل بمباران شد. گرنیکا باید سمبل قدرت فاشیسم و شکست مقاومت در مقابل فاشیسم عمل می‌کرد. هزار و ششصد تن از هفت هزار مردم ساکن گرنیکا کشته و هفتاد درصد شهر زیر بمب‌های چهل و سه هواپیمای آلمانی ویران شده بود. اما دایره تاثیر این حمله هوایی ترس‌آور بسی گسترده‌تر از ویرانی شهر یا قتل‌عام مردم آن بود. گرنیکا با درخت بلوط صد ساله‌اش که در زیر شاخه‌های آن اولین پارلمان ایالت باسک تشکیل جلسه داده بود بعد از این بمباران سمبل و مظهر دست‌اندازی و پیروزی کین و نفرت و ویرانی و انهدام بی‌منطق و غیرعقلانی شد! هدف آلمان نازی از بمباران شهر گرنیکا اسپانیا درست مانند هدف ایالات متحده از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی بود! به‌خاطر این‌که گرینیکا سمبلی شود برای شکست مقاومت در برابر فاشیسم، آلمان‌نازی گرینیکا را به خاک و خون کشیدند!

آلفرد. اچ. بار از موزه‌ی هنر معاصر نیویورک می گوید:« پیکاسو بی درنگ انتقامی هنرمندانه تدارک دید.» تصویر بالا گرنیکا (گوئِرنیکا Guernica) اثر مشهور پابلو پیکاسو (Pablo Picasso) بود. پیکاسو (۱۸۸۱ - ۱۹۷۳) در آن اثربمباران شهر گرنیکا را به تصویر کشیده است. آن تابلوی عظیم (به ابعاد هفت متر و نیم در سه متر و سی سانتی‌متر) نتيجه خشم پیکاسو بود كه در یک ماه پدید آمد. در فاصله‌ی زمانی اول مه تا پایان ژوئن آن سال پیکاسو چهل و پنج کروکی برای این تابلو رسم کرد. از آن‌جا كه پیکاسو نمی‌خواست تابلو در زمان حیات فرانکو در اسپانیا باشد، آن تابلو در طول دوران حکومت فرانکو در نیویورک نگهداری شد و بعد از مرگ فرانکو به اسپانیا منتقل شد، مدتی در موزه‌ی ملی پرادو بود و سپس در محل ویژه‌ای در موزه رنا صوفیا (ملکه سوفی) نصب شد.

علی همتی
اوت ۲۰۰۸

چهارشنبه ۶ اوت ۲۰۰۸

عربستان سعودی - رابطه‌ی سگ با فسق و فجور

آسوشیتد پرس گزارش داد که از این به بعد «در شهر ریاض عربستان سعودی، سگ‌هایی که با صاحب‌شان در ملاعام دیده شوند، بلافاصله "مصادره" و به پاسگاه پلیس جلب می‌شوند. سگ‌دوستان متخلف باید ضمانت ‌دهند که دیگر با سگ دل‌بند خود در مکان‌های همگانی ظاهر نمی‌شوند.»

در گزارش دویچه وله آمده است: این‌طور که پیداست، شورای اسلامی عربستان سعودی (که از روحانیان تراز اول این کشور تشکیل می‌‌شود) به تازگی فیلم کارتونی "۱۰۱ سگ از نژاد دالماتینر" را دیده‌اند! چون امیر"سطام"، که فرمان‌دار ریاض است، (بر اساس "توصیه‌ی" این روحانیان عالی‌قدر) گردش با سگ در پارک را ممنوع اعلام کرده است. دلیل: تصور می‌شود، زنان و مردانی که به بهانه‌ی گردش دادن سگ و قضای حاجت آن به پارک می‌روند، قصد نخ دادن به یک‌دیگر را دارند.

فیلم کارتونی والت دیسنی به نام "۱۰۱ سگ از نژاد دالماتینر": پانگو، نام سگی است که عاشق سگ زن همسایه (پردی) است. این سگ باهوش با هزار ترفند، صاحبش (راجر) را وا می‌دارد، درست هنگامی که پردی و صاحبش (آنیتا) به گردش می‌روند، راهی پارک شوند. این دیدارهای هر روزه، سرانجام به عشق و ازدواج آنیتا و راجر می‌انجامد. پانگو و پردی هم به نوایی می‌رسند و زندگی مشترکی را با هم آغاز می‌کنند. آن‌ها چندی پس از نخستین دیدار، صاحب ۱۵ توله‌سگ ملوس می‌شوند...

در ادامه گزارش دویچه وله آمده است: البته امیر "سطام"، برای کنترل نرخ تولید توله‌سگ‌ نیست که دستور ممنوعیت خرید و فروش سگ و گردش با ‌آن را در پارک برای سگ‌دوستان اهل ریاض داده است، بل‌که دلیل، زیر کنترل داشتن رابطه‌ی "راجر"ها و "آنیتا"های عرب در خاک پاک پایتخت این کشور مقدس است! امیر "سطام"، در اعلامیه‌ی ممنوعیت خود که روز پنجشنبه، ۱۰ مرداد صادر کرده، با جمله‌هایی شداد و غلاظ روی "جدیت" موضوع تکیه کرده‌ است و برای آن‌که شهروندان قانون‌شکن، فکر بی‌اعتنایی به این دستور "اخلاق‌پرور" را به مخیله‌ی خود راه ندهند، موارد ضمانت اجرایی آن را نیز یادآور شده است: سگ‌هایی که با صاحب‌شان در ملاعام دیده شوند، بلافاصله "مصادره" و به پاسگاه پلیس جلب می‌شوند! در آن‌جا سگ‌دوستان متخلف، رسمن و علنن زیر "توضیح‌نامه‌"‌ای را امضا می‌کنند و ضمانت می‌دهند که دیگر با سگ دل‌بند خود در مکان‌های همگانی ظاهر نشوند! این نکته را رییس پلیس امر به معروف و نهی از منکر ریاض (عثمان ال‌‌‌‌‌‌‌‌‌عثمان) به خبرنگار روزنامه‌ی "الحیات" گفته است. این والامقام، در ‌گفت‌وگو با همین روزنامه‌ افزوده است که با اجرای دستورات راه‌گشای او و با کمک برادران عقیدتی گشت ارشاد شهر ریاض، از اعمال عنیف «مردانی که با (سو) استفاده از سگ و گربه راه‌ می‌افتند تا مزاحم زنان و خانواده‌ها بشوند» جلوگیری می‌شود. حضرت "عثمان ال عثمان" به این روزنامه گفته است: «شمار این مردان هر روز افزایش می‌یابد.»

در شهرهای مکه و جده، مدت‌هاست که داشتن "حیوان خانگی" ممنوع است. حداقل روی کاغذ. بر اساس گزارش رسانه‌ها ولی این ممنوعیت تا به‌حال چندان موثر واقع نشده است. حفظ "مقررات اخلاقی" در عربستان به شدت رعایت می‌شود، یا باید به‌سختی رعایت شود. از این‌رو گشت‌های ارشاد این سلطان‌نشین نفت‌خیز دائم در کمین زنان و مردانی هستند که از یک‌دیگر «به‌اندازه‌ی لازم فاصله نمی‌گیرند!» یکی دیگر از وظایف این گشت‌ها، شکار زنانی است که «طبق مقررات‌» سر و صورت خود را نپوشانده‌اند! زنان در عربستان باید «طبق مقررات‌» سر تا پا پوشیده باشند! مردان طور دیگری ارشاد می‌شوند؛ در مجامع عمومی مرتب از آنان خواسته می‌شود، به گزاردن نماز بروند.

حافظان سنت و اخلاق در عربستان سعودی، هم‌چنین در پی‌آنند که ممر ارتباط دو جنس مخالف زن و مرد را که هنوز از طریق قانون ممنوع نشده، کشف و سد کنند! آن‌ها از جمله در سال ۲۰۰۴، تلفن‌های دستی‌ای که دوربین و "بلوتوث" دارند (از ترس آن‌که زنان و مردان عکس‌های خود یا تصاویر دیگر را با هم رد و بدل کنند) ممنوع اعلام کردند! این ممنوعیت، ولی به‌زودی لغو شد. چون کمتر کسی به رعایت آن تن در داد.
آسوشیتد پرس / دویچه وله