کلیشه اول:
دادگاه نورنبرگ پس از پایان جنگ جهانی دوم مبادرت به محاکمه سران رژیم نازی در آلمان کرده بود و همواره تنها پس از شکست اینگونه رژیمها (مانند رژیم نظامی در آرژانتین یا شیلی) بود که پیگرد قانونی صورت میگرفت و بهطور معمول چنین نیز خواهد بود! اما چندی پیش (15.07.2008) این خبر را شنیدم که دادگاه لاهه رییس جمهور سودان را متهم به «جنایات جنگی، نسلکشی و جنایت علیه بشریت» کرده است. شاید در آینده افرادی مانند البشیر (در سودان) موگابه (در زیمباوه) و تان سو (در برمه) چنین محکوم شوند یا مانند ژنرال پینوشه هرگز مورد بازخواست قرار نگیرند!
اما زمانی که «جنایات جنگی، نسلکشی و جنایت علیه بشریت» را دیدم به یاد خبر قدیمی (27 شهریور 86) افتادم که یک سناتور امریکایی از ایالت نبراسکا (ارنی چامبرس Ernie Chambers) اعلام کرده که برای ثابت کردن اینکه هر کسی میتواند علیه هرکس و هرچيزی به دادگاه شکایت کند، خداوند را به کشتار جمعی مردم متهم نموده و خواستار دیدن پروردگار در جایگاه متهمین در دادگاه منطقهای شد. (این مطلب را آسوشیتدپرس اطلاع داد.) وی معتقد است که پرونده علیه خداوند میتواند تحتنظر دادگاه منطقهای باشد، چرا که پروردگار در همهجا حضور دارد. وی تاکید کرد: «برخی میتوانند این شکایت را بیاساس بدانند، اما اگر آنان شکایت را بخوانند، میبینند که من مسئلهای جدی را مطرح کردهام.» او خداوند را به قرستادن سیلهای وحشتناک، طوفان و گردباد متهم میکند. همچنین بعقیده وی، خدا تنها متهم به فرستادن بلایای طبیعی نیست. او مسوول «کشتار جمعی، ویرانیها و ایجاد رعب و وحشت در میلیونها انسان روی کره زمین است و خداوند تهدیداتی تروریستی بر سر سناتورها و مردمی که آنان را انتخاب میکنند، میفرستد.»
کلیشه دوم:
حسین موسویان (عضو ارشد تیم مذاکره کننده هستهای در دوران ریاست حسن روحانی و سفیر ایران در آلمان در سالهای ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی) که خود حکومتی است، چند سال پیش توسط مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران در کتابی به «بررسی روابط ایران و آلمان» پرداخته است. او در این کتاب علاوه بر این که اعلام کرده بود که تردیدی در حمایت ایران از گروههای معارض در افغانستان، بوسنی، عراق و لبنان وجود ندارد، نوشته بود که «صنایع دفاع ایران» از دفتری در آلمان برخوردار بوده و سازمان اطلاعات آلمان لیستی از شرکتهای آلمانی فروشنده تسلیحات را در اختیارش میگذاشته است! و خریدهای تسلیحاتی ایران در سالهای قبل از ١٣٧٥ با اطلاع و همکاری سفارت ایران در بن صورت میگرفته است.
اما نکتهای که در این کتاب (بررسی روابط ایران و آلمان) آمده است که به این نوشته ربط دارد این است که قتل قاسم شرفکندی و ترور رهبران کرد در رستوران میکونوس در برلین (سه تن از رهبران حزب دموکرات کردستان ایران، صادق شرفکندی، فتاح عبدلی، همایون اردلان، و یکی از یاران ایشان، نوری دهکردی، هنگام صرف شام در رستوران به رگبار بسته شدند.) ترور رضا مظلومان (وزیر اسبق آموزش و پرورش ایران در پاریس) دستگیری و محاکمه شهروندان آلمانی در ایران، دستگیری فرج سرکوهی (همراه چهار نویسنده دیگر در خانه رایزن فرهنگی سفارت آلمان در تهران به اتهام جاسوسی برای آلمان) ترور بختیار، قتلهای زنجیرهای (در سال ١٣٧٧) همگی را به حساب «یک گروه خودسر در درون وزارت اطلاعات ایران» میگذارد!
ارتباط سعید امامی و همکارانش (که ترورهای داخل و خارج از کشور به او نسبت داده شده است) با موساد و اسراییل هیچگاه اثبات نشد. در حالی که در کتاب حسین موسویان آمده است که در ماجرای توقیف یک کشتی ایرانی در بلژیک که مقصد آن مونیخ آلمان بود «آمریکاییها حتا نام شخصی که این محموله را در بندرعباس به کشتی منتقل کرده است میدانستند و این اطلاعات را در اختیار دولت آلمان قرار داده بودند!» (درماه مه سال ١٩٩٦ (١٣٧٥) و در بندر بلژیکی "آنتورپ" در جریان بازرسی از یک کشتی دولتی ایران به نام «ایران کلاهدوز» محمولهای خمپاره که داخل کانتینرهای مواد غذایی پنهان شده بود، کشف و ضبط شد) در کتاب حسین موسویان دربارهی ماجرای میکونوس نیز آمده است که «معلوم شد سرویس اطلاعاتی بریتانیا برای مدت ٢٠سال،
کاظم دارابی (یکی از متهمین این پرونده) را تحت نظر داشته و مکالمات تلفنی او را گوش میکرده است!»
زیر نویس :
- درست مانند کلیشهی «جنایات جنگی، نسلکشی و جنایت علیه بشریت»، یک گروه خودسر در درون وزارت اطلاعات ایران هست که با موساد و اسراییل ارتباط دارد و فعالیت فعالین سیاسی و کارگری و وبلاگنویسان نیز همیشه «اقدام علیه امنیت ملی، نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی» خواهد بود!
- این نوشته در ادامهی موضوع مطلب پیشین است!

0 نظرات:
ارسال يک نظر